مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
نگارش پایان نامه با موضوع : بررسی تطبیقی مسئله‌ی ...
ارسال شده در 19 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

براساس اصول حکمت متعالیه و به ویژه اصل تعلقی بودن وجود معلول در برابر علت، روشن می‌شود که رابطه و پیوستگی معلول با علت و احتیاج معلول به علت عین هویت معلول است؛ یعنی یک چیز است که با اعتبارات مختلف، به وی وجود و موجود و ایجاد و نیز رابطه و مرتبط و نسبت و منتسب و وابسته و وابستگی و محتاج و احتیاج گفته می‌شود، مطابق این بیان، چنین نیست که واقعیت معلول چیزی و احتیاج معلول به علت چیز دیگر و احتیاج به علت چیز سومی بوده باشد. به عبارت دیگر، در جریان علیت و فاعلیت وجودی، سه بخش موجد، ایجاد و موجود یا سبب و سببیت و مسبب یا مبدِع، ابداع و مبدَع و مانند آن در کار نیست، بلکه موجود مفاض عین فیض است و تنها حقیقتی که دو بخش مفیض و فیض را (به عنوان ربط به مفیض) دارد، مطرح است.
صدرا خود در این زمینه می‌گوید: «ان وجود المعلول فی نفسه هو بعینه وجوده لجاعله التام و هو بعینه صدوره عنه، بلااختلاف حیثیه اصلاً […] إذ لافرق بینهما الا بحسب العنوان دون المصداق.» (ملاصدرا، ۱۳۸۱ الف، ج۶، ص۳۲۵)
برپایه‌ی این نظریه، پیوستگی و ارتباط به علت، عین هویت موجودات است و ما باید جهان را به منزله‌ی خطی متصل یا حقیقتی متموّج تعقل کنیم و تنها اختلافی که بین اجزای آن فرض می‌شود، اختلافات شدت و ضعفی و کمال و نقص است. (نیکزاد، ۱۳۸۶، ص۲۵)
اگر (انسان) قبلاً به جهان به صورت موجودی مستقل و برپای خود می‌نگریست، از این پس آن را موجودی متکی و نیازمند به غیر خواهد یافت که این اتکا و نیاز تا عمق جان او ریشه کرده و سراپای هستی او را گرفته است، و این تعبیر صدرایی را از یاد نخواهد برد که هستی‌های جهان هستی‌های آویزان (هویات تعقلی) هستند که چنگ تعلق به دامن هستی بخش زده‌اند. گویی هستی‌آن‌ها عین آویختگی آن‌هاست و اگر لحظه‌ای این آویختگی از آن‌ها گرفته شود، از هستی فرد خواهند افتاد. (سروش، ۱۳۸۴، ص۶۰)
بدین ترتیب می‌بینیم که ارتباط خدا با جهان به قدری عمیق و حیاتی است که می‌توان از آن به «ارتباط وجودی» نام برد که غنی به فقیر وجود می‌بخشد و فقیر از غنی هستی می‌گیرد، به طوری که اگر بخشش وجود از ناحیه‌ی غنی به سوی فقیر لحظه‌ای متوقف شود کیان و هستی فقیر به مخاطره می‌افتد. بنابراین مخلوقات جهان به سبب فقر وجودی و نیاز ذاتی همواره به افاضه‌ی وجود از ناحیه‌ی خداوند متعال محتاجند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

هم‌چنین براساس مطالب یاد شده، توحید در خالقیت و ربوبیت هم تبیین روشن‌تر و استوارتر می‌یابد و حاصل آن این است: هر‌چند هر علتی در برابر معلول خود از نوعی استقلال نسبی برخوردار است، اما همگی علت‌ها و معلول‌ها در برابر خدای متعال، عین فقر و وابستگی و نیاز هستند و هیچ‌گونه استقلالی ندارند. از این‌روی، خالقیت حقیقی و استقلالی، به خدای متعال منحصر است و تمامی موجودات در همه‌ی شئون خود و در همه‌ی حالت‌ها و زمان‌ها به وی نیازمند هستند و محال است موجودی در یکی از شئون هستی‌اش بی‌نیاز از وی گردد و بتواند مستقلاً کاری انجام دهد. این مسئله یکی از درخشان‌ترین و ارزشمندترین دستاوردهای فلسفه‌ اسلامی است که به برکت اندیشه‌ی تابناک صدرالمتألهین به جهان فلسفه ارائه گردید. (جوادی آملی، ۱۳۷۶، ب۴، ج۲، ص ۴۲۷-۴۲۶)
امکان فقری در فلسفه‌ ابن‌سینا
البته ریشه‌های مسئله‌ی امکان فقری در آثار ابن‌سینا بوده و حتی خود ملاصدرا قائل است که ابن‌سینا در سیر و سلوک فکری خود به امکان فقری رسیده است. چنان‌که وی در اسفار، با نقل عباراتی از تعلیقات وی به سخن وی استناد می‌کند: «الوجود المستفاد من الغیر کونه متعلقاً بالغیر مقوم له کما أنّ الاستغناء عن الغیر مقوم الواجب الوجود بذاته، و المقوم للشی لایجوز أن یفارقه، إذ هو ذاتی له.» (ملاصدرا، ۱۳۸۳، ج۱، ص۵۴) وی در ادامه چنین نتیجه‌گیری می‌کند که: عاقل باطن بین و تیزنگر از کلام شیخ، مطلبی را درک می‌کند که ما درصدد اقامه‌ی برهان بر آن هستیم و آن عبارت است از این‌که جمیع موجودات امکانی عین الربط و التعلق هستند و هیچ نحوه هویت و وجود استقلالی ندارند و ربط محض و عین فقر هستند که بنابراین شئون وجود واجب و جلوه‌های حق تعالی هستند و ملاحظه‌ی آن‌ها به عنوان ذواتی منفصل و حقایقی مستقل برای فیلسوف حقیقی، امکان‌پذیر نیست، زیرا تعلق بالغیر و فقر وجودی، عین وجود موجودات امکانی است. (همان، ص۵۵)
اما چرا این نظریه در فلسفه‌ ابن‌سینا، هیچ‌یک از نقش‌هایی را که در فلسفه‌ ملاصدرا از خود بروز داد، ظاهر ننمود؟ جوادی آملی در این زمینه در شرح حکمت متعالیه صدرا می‌نویسد:
در کلمات حکمای پیشین مانند برخی از عبارات بوعلی‌سینا گرچه اشاراتی به امکان فقری موجودات نسبت به واجب یافت می‌شود، و لیکن در نظام فلسفی آن‌ها که براساس اصالت ماهیت و یا اصالت و تباین وجودات است، موجودات امکانی که مستفیض هستند در قیاس با واجب نظیر عوارض و صور مادی که به موضوع و محل تکیه می‌کنند وجودهایی رابطی هستند. البته با این تفاوت که اعراض و صور به موضوع و محل قیام حلولی دارند، و معلول‌ها از آن جهت که معلول هستند نسبت به علت خود از قیام صدوری برخوردارند. (جوادی آملی، ۱۳۷۵، ب۴، ج۱، ص۳۹۴)
اما برخی معتقدند ابن‌سینا، امکان فقری را صرفاً با دید یک مسئله‌ی فلسفی می‌بیند و به عبارتی این مسئله برای وی هم‌چون سایر مسائل فلسفی و در عرض آن‌ها است، بنابراین امکان وجودی برای ابن‌سینا، هیچ برجستگی یا خصوصیت ویژه‌ای نسبت به سایر مفاهیم یا نظریه‌های فلسفی نداشت. در حالی که در تفکر ملاصدرا امکان وجودی نه یک مسئله‌ی فلسفی که مبنا و اساس برای فلسفه‌ای است که نظام فلسفی جدید و جهان بینی نوینی را برپا می‌کند و هیچ مسئله‌ی فلسفی را به حال خود وا نمی‌نهد. ملاصدرا با طرح نظریه‌ی اصالت وجود، ماهیت را کنار می‌زند و در نتیجه مجالی برای ماهیت و لوازم آن از جمله امکان ماهوی باقی نمی‌گذارد. امکان وجودی، تنها و تنها در پرتو نظریه‌ی اصالت وجود است که می‌تواند به عنوان یک جهان بینی تمام عیار، جایگاه واقعی و حقیقی خود را پیدا کند و نقش تام و تمام خود را ایفا نماید. نظریه‌ی‌ امکان فقری در مباحث علت و معلول نیازمندی معلول به علت و ملاک و معیار آن، رابطه و نوع رابطه میان علت و معلول و خالق و مخلوق را به کلی متحول می‌سازد و نگرش جدید و عمیق‌تری را به فیلسوف می‌دهد. صدرالمتألهین براساس این نظریه‌ی ثابت که معلول عین نیاز و عین ارتباط و تعلق به علت است و هیچ هویتی مستقل و منفک از علت ندارد و علت، مقوم وجود معلول است. «رجعت العلیه و الافاضه الی تطور المبدأ الاول باطواره و تجلیه بأنحاء ظهورته.» (ملاصدرا، ۱۳۶۳، الف، ص۵۴)
هم‌چنین ملاصدرا در پرتو همین نظریه است که می‌تواند بین «معلول» در فلسفه و «ظهور» یا «جلوه» در عرفان و «آیه» در قرآن از حیث معنا و مفهوم، وحدت ایجاد کند و بدین وسیله برای یگانگی و همگامی برهان و عرفان و آن دو با قرآن گامی مهم بردارد. (امامی جمعه، ۱۳۷۵ ، مقاله: از امکان وجودی ابن‌سینا تا امکان وجودی ملاصدرا، ص ۵۱-۵۳)
بدین ترتیب می‌بینیم که در حکمت متعالیه، امکان فقری تا عالی‌ترین مرتبه‌ی خود اوج می‌گیرد و با توحید عرفانی هم نوا می‌شود، به گونه‌ای که وجود، یک حقیقت واحد شخصی و عین بی‌نیازی و کمال است و غیر او، جملگی ظهورات و تجلیات ذات و لمعات نور او به شمار می‌آیند. (ملاصدرا، ۱۳۸۳، ج۱، ص۵۵)
مناط نیاز به علت براساس نظریه‌ی فقر وجودی معلول
دیدیم که تکیه‌ی فلاسفه‌ی مشاء بر امکان ماهوی به عنوان مناط احتیاج به علت در مقابل تکیه حکمت متعالیه بر امکان فقری وجود تعلقی به عنوان ملاک نیاز به سبب، به دلیل رسوخ لحاظ استقلالی به ماهیت در مباحث علیت رخ داده و گرنه در حکمت متعالیه به تصریح صدرا فاعلیت و علیت وجودی و ایجادی هیچ نسبتی با ماهیت ندارد و منحصر به وجود است و چون ماهیت امری بیگانه از جعل است نمی‌تواند مناط حاجت به علت باشد. صدرا در مورد ملاک نیازمندی معلول به علت چنین می‌نویسید: «حاجه الوجود إلی العله و تقومه بها من حیث کونه بذاته و هویته وجوداً ضعیفاً تعلیقاً ظلیاً.» (ملاصدرا، ۱۳۸۳، ج۱، ص۲۴۵)
یعنی نیازمندی یک وجود و وابستگی و قیام آن به علت، از آن جهت است که وجودش از جهت ذات و هویت خود یک وجود ضعیف و تعلقی و ظلّی است.
نظر صدرا در اثبات این‌که امکان ماهوی (همانند حدوث) نمی‌تواند مناط و ملاک نیازمندی و وابستگی باشد. این است که امکان ماهوی از احکام ماهیت است، این ماهیت است که گفته می‌شود در مرتبه‌ی ذات خود نسبت وجود و عدم (هستی و نیستی) بی‌تفاوت و اجوف است و در درون خود پوک و خالی است و غیری باید آن‌ را پر کند، اما نظر به این‌که ماهیت امری اعتباری است نه واقعی، از حریم نیاز و بی‌نیازی، را علیت و معلولیت، تأثیر و تأثر و بلکه از حریم موجودیت و معدودیت خارج است. امکان ماهوی نمی‌تواند ریشه‌ی اصلی این نیاز باشد، همه‌ی این‌ها یعنی موجودیت و معدودیت، علیت و معلولیت و نیاز و بی نیاز را به ماهیت می‌توان نسبت داد اما به طور بالعرض و بالمجاز و بالتبع، یعنی به تبع وجودی که ماهیت از آن انتزاع و اعتبار شده است. بنابراین ریشه‌ی اصل نیاز حقیقی و بی نیازی حقیقی را باید در خود وجود جستجو کرد. بنابر اصالت وجود، نسبت نیازمندی و خلو ذاتی به ماهیت و اینکه چیز دیگری به نام علت پرکننده این خلاء است، تنها با نوعی تسامح فلسفی صحیح است. علیت و معلولیت و نیازمندی و بی نیازی، هم از شئون آن چیزی است که عین واقعیت و متن واقعیت است، یعنی وجود. بدین ترتیب، ریشه‌ی نیازمندی یک هستی به هستی دیگر، قصور ذاتی و محدودیت آن هستی است. پس در واقع باید گفت قصور و نقص خود وجود و هستی سبب نیاز آن به علت است. (مطهری، بی‌تا، الف، ص۱۰۹-۱۰۸)
آشتیانی نیز در این زمینه در پاورقی خود بر شرح مشاعر می‌نویسد:
حاجت بنا بر تحقق ماهیت و اصالت آن بالذات در ماهیت و بالعرض در وجود است و اما بنا بر اصالت وجود مناط حاجت عین الفقر و الربط بودن وجود خاص است. غنای مطلق از لوازم وجود بلکه عین وجود واجبی است. […] به نظر تحقیق بنا بر اصالت وجود غنا و فقر، شدت و ضعف، تقدم و تأخر همه‌ی این‌ها اختصاص به وجود دارد. […] امکان در باب وجودات امکان فقری ملازم با عین الربط و صرف الفقر بودن وجودات نسبت به وجود مستقل علی الاطلاق است. (لاهیجی، ۱۳۷۶، ص۹۰و۲۰۹)
خلاصه‌ی سخن آن‌که مطابق تحلیلی که صدرا از علیت ارائه می‌دهد، آن‌چه که معلول است، وجود است و علیت و معلولیت از شئون وجود است نه ماهیت. در واقع اگر هم علت و معلولیت را به ماهیت نسبت می‌دهیم از روی تسامح و به خاطر ارتباط و اتحاد ماهیت با وجود است. نیز چنین نیست که واقعیت معلول چیزی و احتیاج معلول به علت چیز دیگری و مناط احتیاج به علت چیز سومی باشد تا نوبت به این سؤال برسد که علت و مناط احتیاج فلان شیء به علت چیست. یعنی در فلسفه‌ صدرا نمی‌توان ممکن الوجود را تحلیل نمود به یک وجودی و یک نسبتی که با حق تعالی دارد بلکه رابط عین مرتبط است و موجود عین وجود است. بنابراین مناط و ملاک احتیاج را باید در فقر و تعلق و افاضه‌ی موجودات ممکنه جستجو کرد. نکته‌ی مهمی که در ادامه‌ی بحث توجه به آن ضروری است و در گذشته نیز بدان اشاره داشتیم این است که مشی غالب صدرا چنان که خود وی در اسفار نیز اظهار داشته این است که در مسائل مهم فلسفی که با دیگران اختلاف مبنا دارد اول بر روند قوم مسئله را طرح می‌کند تا ذهن‌ها آماده گردد؛ آن‌گاه در پایان نظر نهایی خود را مطابق برهان مخصوص به خود، و تحلیل عمیق بیان می‌کند تا ضمن تحقیق اصل مطلب سیر علمی مسئله و تطور فکری او روشن گردد. در محل بحث نیز ابتدا مباحث امکان ماهوی به روش جمهور فلاسفه‌ی مشاء مورد بررسی قرار گرفته و سپس مسلک حدوث متکلمان نقادی شده و سپس در اثنای بحث، نارسا بودن امکان ماهوی همانند حدوث در تحلیل و تبیین مسئله‌ی ملاک حاجت به علت اثبات و در نهایت، امکان فقری، به عنوان ملاک تثبیت شده است.
نمونه‌ی این روند و هم‌چنین اعلام این روش در مبحث «مواد ثلاث» در جلد اول اسفار به خوبی بازگو شده است، صدرا در این زمینه می‌گوید: جمهور حکما مراحل سه‌گانه‌ای را در این بحث طی کرده‌اند، اما مرحله چهارمی نیز وجود دارد که بدان نایل نشده‌اند، چرا که ایشان بحث خود را بر ماهیت و یا ماهیت موجوده متمرکز کرده‌اند و بدین ترتیب در مرحله‌ی اول گفته‌اند: «الشیء امّا واجب و امّا ممکن و امّا ممتنع» یعنی ماهیت، از آن لحاظ که ماهیت است؛ یعنی ماهیتی که نه وجود است و نه عدم از این سه حال خارج نیست،‌ یا مقتضی الوجود است یا مقتضی العدم یا لااقتضاء نسبت به آن دو. در مرحله‌ی دوم چنین گفته‌اند که ممتنع بالذات ماهیتی ندارد تا مقتضی عدم باشد. چون ممتنع یعنی ذاتی ندارد. وقتی اذهان از تقسیم ساده در مرحله‌ی اول با معنای دقیق در مرحله‌ی دوم آشنا شد کم‌کم برای معنای دقیق‌تر آماده می‌شوند. آن‌گاه در مرحله‌ی سوم چنین می‌گوید که واجب الوجود بالذات ماهیتی غیر از هستی محض ندارد این‌طور نیست که ماهیتی باشد مقتضی وجود، بلکه واجب عین وجود است؛ «الحق ماهیه انیته». و تنها چیزی که ماهیت دارد و نسبت به وجود و عدم هیچ‌گونه اقتضائی ندارد همانا ممکن الوجود است.
ملاصدرا در ادامه می‌گوید: جمهور حکما این مراحل سه گانه را طی کرده‌اند، ولی مرحله‌ی چهارمی هم وجود دارد که آنان مطرح نکرده‌اند؛ و آن این است که ماهیت گرچه دارای امکان ماهوی است لیکن آن‌چه در مقابل واجب قرار می‌گیرد همانا امکان فقری است نه امکان ماهوی زیرا آن‌چه که در تقسیم موجود به واجب و ممکن مطرح است همانا امکان وجودی است نه امکان ماهوی. ممکن و ماهیت گرچه نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم. ولی ممکنی که در برابر واجب است و به واجب مرتبط، و فیض واجب است، هرگز نسبت به وجود و عدم یکسان نبوده و لااقتضاء نمی‌باشد، زیرا نسبت وجود به خود وجود نسبت ضرورت است و نسبتش به عدم نسبت امتناع وجود امکانی هرگز ذاتی ندارد که لااقتضاء باشد، تنها جهتی که برای او است همانا ضرورت بالغیر است. زیرا امکان فقری عبارت از ذات الربط و ذات الفقراست، در برابر واجب که ذات الغناء ذات الاستقلال است.
صدرا در ادامه می‌گوید: ما نیز در یک سیر و سلوک گام به گام حکما در مراحل فوق، ابتدا مسائل فلسفی را بروز جمهور حکما مطرح می‌کنیم تا اذهان توده‌ی اهل حکمت آماده شود؛ آن‌گاه به نظر نهایی و دقیق می‌پردازیم و آن را اثبات می‌کنیم، و برای سهولت تعلیم و انس‌گیری متعلمان به مباحث پیچیده ابتدا مسائل را به صورت ساده و سطحی طرح می‌کنیم، آن‌گاه معنای حقیقی اصطلاحات و مفاهیم را تبیین می‌کنیم. بدین ترتیب ما نیز معنای ممکن را در خصوص وجود امکانی از آن‌چه که جمهور حکما فهمیده‌اند تغییر داده‌ایم. (جوادی آملی، ۱۳۶۸، ب۱، ج۶، صص: ۳۶۹-۳۷۲)
عین این عبارت صدرا در اسفار چنین است: «و نحن ایضاً هذا المنهج فی اکثر مقاصدنا الخاصه، حیث مسلکنا اولاً مسلک القوم فی أوائل الأبحاث و أوسطها، ثم نفترق عنهم فی الغایات؛ […] فکذلک نحن غیرنا معنی الممکن فی بعض ماسوی الواجب عما فهمه الجمهور.» (ملاصدرا، ۱۳۸۳، ج۱، ص۱۰۱-۱۰۲)
ترجمه: ما نیز در بیشتر اهداف خاصمان همین راه را می‌رفتیم، یعنی با مسلک قوم (فلاسفه) در آغاز و اواسط بحث‌ها موافق بودیم و در غایات جدا شدیم. […] همین طور ما نیز معنی ممکن را در بعض آن‌چه که غیرواجب است از آن‌چه همگان فهمیده‌اند برگرداندیم.
تقسیم وجود براساس امکان فقری
با دید غیر وجودی در فلسفه‌ رسمی که به ماهیت به نحو استقلالی نظر می‌شد، می توان موجودات را به سه قسم تقسیم کرد:

    1. موجود فی نفسه لنفسه که واجب الوجود است.
    1. موجود فی نفسه لنفسه بغیره که جواهرند؛ یعنی ماهیاتی که در مفهوم مستقل و برای خود متحقق‌اند نه به عنوان وصف چیزی دیگر و البته محتاج به علتی و سببی هستند.
    1. موجود فی نفسه لغیره بغیره که اعراض و اوصاف‌اند؛ یعنی ماهیاتی که در مفهوم مستقل‌اند، اما برای خودشان متحقق نیستند و حالت نعتی دارند و علاوه بر احتیاج به علتی خاص تنها به نحو للغیر موجودند، یعنی به عنوان وصف و امری مربوط و متعلق به غیر. چنین موجوداتی از زمان میرداماد وجود رابطی نامیده شدند. (رحیمیان، ۱۳۸۱، ص ۱۶۸) حکمای مشاء و اشراق، به این مقدار از توحید بسنده کرده‌اند که وجود ممکن در قیاس با واجب، رابطی است و دلیل مسئله این است که آن‌ها براساس اصالت ماهیت یا اصالت وجود و تباین آن‌ها موجودات امکانی را با وجود حق تعالی مغایر می‌دانند، موجودات مغایری که در ارتباط با حق بوده، با دریافت فیضی که غیر از مستفیض است،‌ نسبتی را با او برقرار می‌سازند که قابل انسلاخ از آنها نیست. (جوادی آملی، ۱۳۷۵، ب۴، ج۱، ص۳۹۴)

البته در کلمات حکمای قبل از ملاصدرا مانند میرداماد یا حتی پس از او نظیر سبزواری وجود به سه قسم نفسی، رابطی و رابط تقسیم شده است که اولی را وجود فی نفسه لنفسه (وجود واجب و جوهر) و دومی را وجود فی نفسه لغیره بغیره (وجود عرض)، و سومی را وجود فی غیره لغیره و بغیره (وجود حرفی) می‌دانند. تقسیم سه گانه تنها در صورتی صحیح است که موجودات امکانی با صرف نظر از واقعیت فقیرانه و حیث فی غیره که در قیاس با واجب‌ دارند. با یکدیگر سنجیده می‌شوند، زیرا در این هنگام برخی از آن‌ها «فی نفسه لنفسه» بعضی دیگر «فی نفسه لغیره» و بعضی «فی غیره» می‌باشند. اما در حکمت متعالیه با توجه به امکان فقری همه‌ی موجودات ماسوی‌ا… اعم از جواهر یا اعراض همگی فاقد نفسیت بوده و ربط محض به حق متعال‌اند، لذا تقسیم اصل وجود به وجود نفسی و رابط خواهد بود. (همان) ملاصدرا به دلیل اهمیت این موضوع در ساختار فلسفی خود درصدد شد تا برمدعای خویش دلایلی اقامه کند وبه آن صورت برهانی دهد و امکان وجودی را در جایگاه خود بنشاند:
ثم لا یخفی علیک حکایه ما سیقرع سمعک بیانه علی الوجود الیقینی البرهانی مما نحن بصدده إن شاءا…: «انّ وجودات جمیع الممکنات فی فلسفتنا من قبیل الروابط لوجود الحقّ تعالی» فوق ما وقع فی کلام بعضی ائمه الحکمه الدینیه و أکابر الفلسفه الإلهیه. (ملاصدرا، ۱۳۸۳، ج۱، ص۳۸۳-۳۸۴)
آن‌چه را که به زودی با خواست الهی و به گونه‌ای یقینی برهانی که درصدد بیانش هستیم خواهی شنید برتو پنهان نباشد که وجودات تمامی ممکنات -در فلسفه (تأله) ما- از قبیل روابط‌اند نسبت به وجود حق متعال، برتر از آن‌چه که در سخن برخی از صاحبان حکمت دینی و بزرگان فلسفه الهی آمده است.
بر این اساس سلسله مراتب وجود امکانی همه به عنوان رابطه‌ها و نسبت وجود حق تلقی می‌شوند. به بیانی دیگر خود ملاصدرا در جای دیگر توجیه برهانی خویش را در مورد این مسئله چنین توضیح می‌دهد:
ولی ما، به فضل و کرم و رحمت الهی، اقامه‌ی برهان کرده‌ایم و بیانش را در مباحث آینده وعده و نوید می‌دهیم که: ممکن را آن تمکن و منزلت نیست که وجودش به وجود، تحلیل و تفسیر گردد و نسبتش به باری تعالی، بلکه او منتسب به نفس خودش است نه به نسبتی زائد، و مرتبط به ذات خودش است نه به ربطی زائد، پس نزد آنان، وجود ممکن رابطی است و نزد ما «رابط.» (همان)
با این سخن که جمیع موجودات امکانی عین الربط و عین التعلق به وجود صرف حقیقی و فاقد هرگونه هویت استقلالی هستند، در حکمت صدرایی دیگر نمی‌توان پدیده های عالم هستی را به عنوان ذواتی منفصل و حقایقی مستقل فرض نمود چنان که دیدیم؛ چرا که در این حکمت براساس تشکیک در وجود این برهان اقامه خواهد شد که فیض و مستفیض جدای از یکدیگر نبوده بلکه عین هم هستند، و موجودات امکانی دارای دو حیث تحلیلی ممتاز از یکدیگر نیستند بلکه نسبت و ربط به واجب در متن واقعیت آنها نهفته و با ذات آن‌ها یگانه است. پس وجودات امکانی در قیاس با واجب موجودات رابطی نیستند، بلکه عین ربط می‌باشند و این گونه از ربط که تنها به یک سو یعنی به واجب متکی است ربط اشراقی نامیده می‌شود. (جوادی آملی، ۱۳۷۵، ب۴، ج۱، ص۳۹۴)
در این قسمت لازم است مقایسه‌ای بین وجود رابطی (نظیر وجود عرض) با وجود رابط به عمل آوریم:
تفاوت وجود رابط و رابطی در نفی و اثبات جنبه‌ی فی نفسه است، به این معنا که صدرا در وجود رابطی برای معلول وجود فی نفسه قائل است اما آن را بعینه للغیر یعنی للعله، می‌داند، برخلاف وجود رابط که برای معلول وجود فی نفسه قائل نیست و فقط آن را همان حیثیت ایجاد علت و حیثیت صدور از آن می‌داند. بنابراین وجود رابطی معلول وجودی است فی نفسه للعله و وجود رابط معلول فقط للعله است و فی نفسه نیست. (عبودیت، ۱۳۸۵، ج۱، ص۲۱۸) به عبارت دیگر می‌توان گفت که تعلق و وابستگی به غیر عین حقیقت و ذات وجود رابط است، نه آن که وجود رابط چیزی است که دارای تعلق باشد، به خلاف وجود رابطی که تعلق در ماهیت آن نیست، بلکه حقیقت مستقلی است که در وجود خارجی خود تعلقی هم به غیر دارد. (حائری یزدی، ۱۳۸۴، ص۱۸۸)
فقدان جنبه‌ی فی نفسه در معلول که همان وجود رابط معلول که دیدگاه خاصی صدرا نیز هست، به معنای عدم مغایرت واقعیت علت و واقعیت معلول است به این معنا که اگر علت را یکی از اشیاء بشماریم و به آن عددی اختصاص دهیم، نمی‌توان معلول را ثانی آن شمرد و عددی را هم به آن اختصاص داد:
[…] ان هذا المسمی بالمعلول لیست لحقیقه هویه مبانیه لحقیقه العله المفیضه إیاه حتی یکون للعقل أن یشیر إلی هویه ذات المعلول مع قطع النظر عن هویه موجدها فیکون هویتان مستقلتان فی التعقل: إحدیهما مفیضاً و الآخر مفاضاً. (ملاصدرا، ۱۳۸۰ ، ج۲، ۳۲۱)
[…] که این موجود به نام معلول حقیقتش هویتی مباین با حقیقت علت افاضه کننده‌ی بر او نیست تا عقل بتواند به هویت ذات معلول -با قطع نظر از هویت پدیدآورنده‌اش- اشاره کند تا آن‌که در تعقل دو هویت مستقل وجود داشته باشد، یکی از آن دو افاضه کننده است و دیگر مفاض.
البته عدم مغایرت آن‌ها به معنای عینیت و یگانگی آن‌ها هم نیست. به طوری که همان واقعیتی که مصداق مفهوم علت است خود بعینه مصداق مفهوم معلول هم باشد یا دست کم شامل آن باشد به نحوی که واقعیت معلول جزئی از واقعیت علت باشد.
در پایان این قسمت به اهمیت وجود رابط از دیدگاه یکی از فیلسوفان معاصر اشاره می‌کنیم:
کسانی که هستی رابط را نادیده انگاشته و از بحث و بررسی دقیق در این باب سرباز زده‌اند، از درک مسایل هستی ناتوان مانده و در مورد تفسیر جهان، تصویری شرک آلود ارائه نموده‌اند. آنان که هستی رابط را به عنوان یکی از دو قسم هستی، مورد انکار قرار می‌دهند «امکان فقری» در باب وجود را نیز بی‌معنی دانسته و آن را از جمله اقسام امکان به شمار نمی‌آورند. در نظر این اشخاص نسبت هستی ممکنات با مبدأ هستی، ‌از نوع نسبت رابط با مستقل نمی‌باشد. این جماعت کسانی هستند که هستی معلول را عین ربط به علت ندانسته و قانون علیت را در معنی صدور و ابداع به هیچ وجه نمی‌پذیرند؛ معنی این سخن این گروه آن است که معلول از علت خود در واقع و نفس الامر، گسیخته است ولی یک رشته موهوم و نامرئی آنها را با یکدیگر همبسته نشان می‌دهد. انکار وجود رابط تنها به معنی گسیخته بودن معلول از علت نمی‌باشد، بلکه گسیختگی و انفصال میان موضوع و محمول در قضایا نیز از پیامدهای اجتناب ناپذیر آن به شمار می‌آید. آن دسته از اندیشمندان که درباره‌ی وجود رابط دچار تردید گشته و یا آن را مورد انکار قرار می‌دهند، درباره‌ی قانون علیت نیز از یک موضوع درست و استوار برخوردار نمی‌باشند. (دینانی، ۱۳۸۳، ص۲۶)
البته توجه به این نکته ضروریست که تقسیم وجود به رابط و مستقل بر مبنای اصالت وجود و با نظر به واقعیت هستی صورت می‌گیرد، و همان طور که دیدیم طبق این دیدگاه خدای متعال علت حقیقی همه‌ی موجودات است و ماسوی نیز معلول او هستند. سپس تنها خدای متعال در هستی استقلال دارد و سایر موجودات در سایه ربط به باریتعالی هستی دارند و در واقع اضافه‌ی اشراقی است.
آثار و لوازم امکان فقری
طرح نظریه‌ی امکان فقری از سوی صدرالمتألهین، نتایج و لوازم ارزشمندی را در پی داشت که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه: الگوی تجدید حیات بافت- فایل ۱۲
ارسال شده در 19 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • تجهیز هسته اصلی مرکز شهر مشهد
  • ایجاد علاقمندی در مردم در جهت همراهی با تحولات
  • حفظ پیوندهای ذهنی با بافت تاریخی
  • مشارکت مردم
  • هماهنگی و هم پیوندی عناصر کالبدی با ارزش های فرهنگی و مذهبی در پیوند با شأن حرم مطهر
      • ایجاد فضایی معاصر برای برگزاری مراسم زیارت

    (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

  • تامین و تداوم حضور مجموعه حرم مطهر در بافت شهر پیرامون
  • ایجاد فضای گذار (فضای واسط) در ساختار کالبدی
  • طراحی نوین کالبدی
  • انتقال سرریزهای رشد و توسعه به بافت های حاشیه ای
  • ایجاد ره باغ ها با الگوی شعاعی- مرکزی به سمت مجموعه

در طراحی شبکه علاوه بر حفظ امتداد خیابان های اصلی موجود، گشایش امتدادهای دیگری نیز به سوی مجموعه حرم مطهر مدنظر بوده است.

  • حذف آمد و شد عبوری
  • تاکید بر سیستم حمل و نقل عمومی
  • تفکیک آمد و شد سواره و پیاده
  • بهبود و ارتقای کمی و کیفی سطح محیط زیست اطراف حرم مطهر
  • برنامه ریزی تغییرات بافت
  • برنامه ریزی شهری در محدوده با توجه به تامین نیازهای زائران و ساکنان
  • محدود شدن دخالت دولت در پروژه
  • به کارگیری روش هاو اتخاذ تصمیماتی به منظور اقتصادی کردن سرمایه گذاری ها در این حوزه
  • حمایت از زائران عمومی و کم درآمد از طریق ایجاد تسهیلات لازم در حوزه یاد شده در شهر مشهد
  • نگاه ملی و فراملی به موضوع(خادم زاده و دیگران، ۱۳۸۶: ۴۸).

۲-۳-۲-۲٫ بازسازی محله آستانه شیراز، دهه ۷۰
محله به ناحیه ای حاشیه ای تبدیل شده است، پیشنهاد ایجاد لایه ای میانی یا کارگزار به عنوان سیستم اجرایی، در روند توانمندسازی بافت موثر است. اصول احیای این محله عبارتند از:

  • سامان بخشی و توانمندسازی
  • جلب مشارکت مردم و سرمایه گذاران در جهت توانمندسازی بافت
  • افزایش ارزش اقتصادی زمین و ساختمان
  • جلب واقعی مشارکت مردم
  • امنیت اجتماعی
  • بازگرداندن روحیه زنده و اعتماد به نهادها
  • افزایش تراکم ساختمانی
  • طراحی فضاهای عمومی
  • افزایش ایمنی کالبدی
  • احیای فعالیت های فرهنگی و فراغتی
  • نظافت و بهداشت محیط
  • تامین زیرساخت های شهری
  • ایجاد سیستم اجرایی به صورت کارگزاری به نیابت از سازمان مسئول
  • خدمت رسانی و مشاوره به مردم
  • ایجاد سازمان مسئول برای پیشبرد برنامه
  • معقول سازی خواسته های مردم
  • ایجاد روندهای ارتباطی میان مردم و مسئولین
  • تعیین وظایف و ایجاد هماهنگی و همراهی میان سازمان های گوناگون مسئول
  • تدوین ضوابط و مقررات ساختمانی و شبکه معابر (خادم زاده و دیگران، ۱۳۸۶: ۵۳).
نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی تاثیر ...
ارسال شده در 19 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

اعتبار پرسشنامه با بهره گرفتن از ضریب آلفای کرونباخ به وسیله نرم افزار Spss محاسبه شد که نتایج آن در جدول شماره ۳-۳ به شرح زیر آمده است:
جدول ۳-۳ : ضرایب آلفای کرونباخ برای پرسش نامه

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

پرسش نامه ضریب آلفای کرونباخ
مدیریت دانش ۸۸/۰
فناوری اطلاعات ۸۱/۰
چابکی سازمانی ۹۲/۰

۳-۹- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

درسطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد تجمعی، میانگین، انحراف استاندارد با نرم افزار spss 18 و در سطح آمار استنباطی از آزمون‌های زیر استفاده شد.

۳-۹-۱- آزمون نرمال کلموگروف اسمیرنف

آماره کلموگروف-اسمیرنف مشخص می‌کند که داده‌ها به صورت نرمال توزیع شده‌اند یا خیر.سطح معناداری کوچک(عموما کمتر از ۰٫۰۵) مشخص می کند که توزیع داده‌ها به طور معناداری از توزیع نرمال فاصله دارد. از آن­جایی که بسیاری از آزمون‌های آماری فرض می‌کنند داده‌ها به صورت نرمال توزیع شده‌اند ، بهتر است که توزیع بررسی شود(افشانی و دیگران،۱۳۸۶).

۳-۹-۲- آزمون t تک نمونه ­ای

از این آزمون برای مقایسه میانگین عامل‌ها با عدد ۳ (با توجه به استفاده از طیف ۵ تایی لیکرت) جهت مشخص شدن سطح عامل‌ها استفاده شده است .

۳-۹-۳- آزمون t دو نمونه ­ای مستقل

هدف از این آزمون تعیین وجود یا عدم وجود تفاوت در میانگین دو گروه مستقل می‌باشد.

۳-۹-۴- آزمون مقایسه میانگین چند جامعه (ANOVA)

برای مقایسه میانگین دو یا چند جامعه (یعنی تاثیر یک متغیر مستقل گروه‌بندی بر یک متغیر کمی وابسته) از این آزمون استفاده می‌شود. در این آزمون باید متغیر وابسته کمی و متغیر مستقل گروه‌بندی دارای سطوح محدودی باشد.
۳-۹-۵- مدل­سازی معادلات ساختاری[۹۹]
در این پژوهش ازمدل­سازی معادلات ساختاری برای آزمون فرض‌ها استفاده شده است. الگوسازی معادلات ساختاری روشی برای آزمون دقیق الگو های نظری بر اساس فرضیه‌هایی درباره‌ی متغیرهای مشاهده شده و پنهانی که بین آن‌ها همبستگی درونی وجود دارد، فراهم می‌کند تا روابط مشاهده شده بین این متغیرها را به صورت هدفمند توصیف نماید. توانمندی معادلات ساختاری در آزمون کردن روابط فرضی بین متغیرهای پنهان و قابل اندازه‌گیری می‌باشد و بدین منظور، الگو باید مبنای نظری داشته و از پیش مشخص شده باشد. علاوه بر آن، معادلات ساختاری مجموعه‌ای از شاخص‌ها را ارائه می‌کند که به کمک آن‌ها می‌توان برازش الگو به داده‌های مشاهده شده را بررسی نمود. این روش مجموعه‌ای از روابط پیچیده بین متغیرها را به‌طور همزمان(مانند تحلیل مسیر) آزمون می‌کند که با تحلیل رگرسیون نمی‌توان آن را انجام داد و همانند تحلیل مسیر می‌تواند برای آزمودن الگوهای علّی استفاده شود، با این تفاوت که در مدل معادلات ساختاری خطاهای اندازه‌گیری برآورد می‌شوند و اثرشان از روابط بین متغیرهای پنهان خارج می‌شود. بنابراین آزمون‌ها از دقت بیشتری برخوردار خواهند بود. به علاوه معادلات ساختاری می‌تواند الگوهای غیر بازگشتی (برای مثال، الگوهایی با مسیرهای دو طرفه) را نیز تحلیل کند. توانمندی این ابزار در ارزیابی همزمان انواع مختلف ارتباط بین متغیرها، آزمون و مقایسه‌ شباهت‌ها و تفاوت‌های بین گروه‌های مختلف شرکت کننده در مطالعه است.
مهم‌ترین مرحله در تجزیه و تحلیل آماری معادلات ساختاری ارزیابی برازش الگو به داده‌ها است. پیش از انجام هرگونه بررسی روابط علّی میان سازه‌ها، لازم است برازش الگو به داده‌ها تایید گردد. نکته حائز اهمیت آنست که الگوهای معادلات ساختاری را هرگز نمی‌توان به گونه مطلق پذیرفت، تنها می‌توان آن‌ها را رد نکرد. این مسئله موجب می‌شود که پژوهشگران، یک الگوی به خصوص را به گونه‌ای موقتی بپذیرند، زیرا اذعان دارند که در بیشتر موارد، الگوهای هم ارز و معادلی وجود دارد که به همان اندازه الگویی که به گونه موقت پذیرفته‌اند، با داده‌ها برازش دارد.
در این پژوهش از روش دو مرحله‌ای معادلات ساختاری پیشنهاد شده آندرسون و جربینگ[۱۰۰](۱۹۸۸) برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است. در این پژوهش در گام اول از تحلیل عاملی تأییدی (برازش الگوهای اندازه‌گیری) و در گام دوم از تحلیل مسیر برای تحلیل روابط بین سازه‌ها بهره برده شده، بنابراین در این بخش به توضیح اجمالی درباره تحلیل مسیر و تحلیل عاملی پرداخته می‌شود.

۳-۹-۵-۱- تحلیل عاملی (برازش الگوهای اندازه‌گیری)

همانطور که گفته شد الگوهای عاملی به ویژه در دو جهت مورد توجه پژوهشگران هستند. از یک سو با بهره گرفتن از این نوع الگوها و آزمون آن‌ها بر مبنای داده‌های تجربی می‌توان شواهدی برای ارزیابی اعتبار مقیاس‌های تعریف شده توسط محقق به دست آورد و بنابراین یکی از اهداف اصلی از کاربرد آن‌ها ساخت مقیاس‌های استاندارد به لحاظ علمی است. از طرف دیگر، الگوهای عاملی به عنوان جزئی از الگوهای معادله ساختاری در نقش الگوهای اندازه‌گیری عمل می‌کند(قاسمی، ۱۳۸۹). تحلیل عاملی می‌تواند دو صورت اکتشافی و تأییدی داشته باشد. اینکه کدام یک از این دو روش باید در تحلیل عاملی به کار رود مبتنی بر هدف تحلیل داده‌هاست. در تحلیل عاملی اکتشافی[۱۰۱] پژوهشگر به دنبال بررسی داده‌های تجربی به منظور کشف و شناسایی شاخص‌ها و نیز روابط بین آن‌هاست و این کار را بدون تحمیل هر گونه الگوی معینی انجام می‌دهد. به بیان دیگر تحلیل اکتشافی علاوه بر آنکه ارزش تجسسی یا پیشنهادی دارد می‌تواند ساختارساز، الگو ساز یا فرضیه ساز باشد(هومن، ۱۳۸۷). تحلیل عاملی تأییدی[۱۰۲] به واقع بسط تحلیل عاملی معمولی است، یکی از جنبه‌های مهم الگوسازی است، که در آن فرضیه‌های معینی درباره ساختار بارهای عاملی و همبستگی‌های متقابل بین متغیرها مورد آزمون قرار می‌گیرد. در پژوهش حاضر برای اینکه بتوان فهمید گویه‌ها بیان کننده عامل‌ها(سازه‌ها)ی مورد نظر هستند از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. مبنای اصلی در الگوسازی، الگوهای عاملی تاییدی هستند.

۳-۹-۵-۲- تحلیل مسیر

الگوهای مسیر یکی از انواع الگوهایی هستند که می‌توان در تبیین و پیش‌بینی پدیده‌های مختلف از آن‌ها بهره برد. الگوهای مسیر معمولا به عنوان یکی از زیر بنایی‌ترین الگوها در بحث‌های معادله ساختاری مورد توجه قرار می‌گیرند(قاسمی، ۱۳۸۹). این روش امکان آزمون روابط علّی بین دو یا چند متغیر را فراهم می‌آورد، که ممکن است به صورت مستقل، وابسته، گسسته یا پیوسته، پنهان یا آشکارا و یا هر دو، در یک معادله خطی به‌کار روند(منصورفر، ۱۳۸۷).
در علوم اجتماعی و رفتاری برخلاف علوم طبیعی، استنباط روابط علّی بر پایه مطالعاتی صورت می‌گیرد که در آن‌ها الگوها و فرضیه‌های علّی از لحاظ آماری ارزیابی می‌شود. در چنین مطالعاتی حتی روابط علّی را نمی‌توان ثابت کرد، تنها منطقی بودن نسبی آن‌ها را در برابر سایر چارچوبهای تبیین می‌توان تأیید نمود. در این علوم بیشتر تئوری‌ها و الگوها در قالب سازه‌های نظری که مستقیماً مشاهده‌پذیر و اندازه‌پذیر نیست بیان می‌شود. اما برای عملیاتی کردن و اندازه گیری متغیرهای نظری می‌توان از شاخص‌ها یا نشانه‌هایی که نشانگر[۱۰۳] نامیده می‌شود ، استفاده کرد. استنباط‌های علّی به واقع به مسیرهایی بستگی دارد که طرح مطالعه مشخص کرده است(هومن، ۱۳۸۷).

۳-۹-۶- برازش الگو

سوال “داده‌های گردآوری شده تا چه حد حمایت کننده الگویی است که به لحاظ نظری تدوین شده است؟” سوال کلیدی موضوع برازش داده‌ها به الگو را تشکیل می‌دهد، هر چند در روش‌های آماری سنتی پژوهشگر اغلب با یک معیار منفرد برای تصمیم درباره رد یا تایید فرضیه صفر مواجه است ، در الگوسازی معادله ساختاری چنین معیار منفردی وجود ندارد تا تنها و تنها بر مبنای آن معیار، تصمیم بگیرد که آیا الگوی نظری خود را به لحاظ علمی قابل قبول تلقی کند یا خیر(قاسمی، ۱۳۸۹). با آنکه انواع گوناگون آزمون‌ها که به گونه کلی شاخص‌های برازندگی[۱۰۴] نامیده می‌شوند پیوسته در حال مقایسه، توسعه و تکامل می‌باشند، اما هنوز درباره حتی یک آزمون بهینه نیز توافق همگانی وجود ندارد. نتیجه آن است که مقاله‌های مختلف، شاخص‌های مختلفی را ارائه کرده‌اند و حتی نگارش‌های مشهور برنامه‌های الگویابی معادلات ساختاری مانند نرم‌افزارهایLisrel, Amos, EQS نیز تعداد زیادی از شاخص‌های برازندگی به دست می‌دهند.(هومن،۱۳۸۷). این شاخص‌ها به شیوه‌های مختلفی طبقه‌بندی شده‌اند که یکی از عمده‌ترین آن‌ها طبقه‌بندی به صورت مطلق[۱۰۵]، تطبیقی[۱۰۶] و مقتصد[۱۰۷] می‌باشد(قاسمی، ۱۳۸۹). شاخص‌های برازش مطلق شاخص‌هایی هستند که بر مبنای تفاوت واریانس‌ها و کوواریانس‌های مشاهده شده از یک طرف و واریانس‌ها و کوواریانس‌های پیش‌بینی شده بر مبنای الگوی تدوین شده از طرف دیگر قرار دارند. شاخص‌های برازش تطبیقی در واقع گامی در جهت تکمیل شاخص‌های برازش مطلق محسوب می‌شوند، به این ترتیب که با مبنا قرار دادن یک یا چند الگو ،الگوی نظری تدوین شده تحت آزمون را با آن مقایسه و نشان می‌دهد که آیا به لحاظ آماری قابل قبول‌تر تلقی می‌شود، ضعیف‌تر است و یا اینکه تفاوتی با آن ندارد. شاخص‌های برازش مقتصد گروه دیگری از شاخص‌ها هستند که مبنای اصلی در این گروه از شاخص‌های برازش آن است که به ازای هر پارامتر که به الگو افزوده می‌شود این شاخص‌ها جریمه می‌شوند. برخی از شاخص‌ها عبارتند از:

    • شاخص برازش هنجارشده بنتلر-بونت یا NFI : این شاخص اولین بار توسط بنتلر و بونت (۱۹۸۰)در مقاله ای طرح شد.این شاخص در Amos به نام Delta1 نیز خوانده شده است.با توجه به اینکه مقدار قابل قبول برای این شاخص حداقل ۰٫۹۰می‌باشد ، مقداری که نشان دهنده یک برازش خوب است حداقل ۰٫۹۵ در نظر گرفته شده است . (قاسمی، ۱۳۸۹)
    • شاخص برازش افزایشی یا IFI: یکی دیگر از شاخص‌های تطبیقی که براساس مقایسه مدل‌های مفروض با مدل استقلال محاسبه می‌شود شاخص برازش افزایشی یا IFI است . مقدار قابل قبول برای این شاخص حداقل ۰٫۹۰ و مقداری که نشان دهنده یک برازش خوب است حداقل ۰٫۹۵ در نظر گرفته شده است . (قاسمی، ۱۳۸۹).
    • ریشه دوم میانگین مربعات باقیمانده[۱۰۸] یا RMR : این شاخص یکی از شاخص‌های برازش مطلق است، حداقل مقدار برای این شاخص صفر است. هرچه RMR برای الگوی مورد آزمون نزدیکتر به صفر باشد ، الگوی مذکور برازش بهتری دارد.
    • شاخص نیکویی برازش[۱۰۹] یا GFI : شاخص GFI مقدار نسبی واریانس‌ها و کوواریانس‌ها را به گونه مشترک از طریق الگو ارزیابی می‌کند. دامنه تغییرات GFI بین صفر و یک می‌باشد. مقدار قابل قبول برای GFI باید برابر یا بزرگ‌تر از ۰٫۹۰ باشد.
    • شاخص برازش تطبیقی[۱۱۰] یا CFI: یکی از شاخص‌های تطبیقی است. این شاخص بر مبنای همبستگی بین متغیرهای حاضر در الگو قرار دارد به نحوی که ضرایب بالای همبستگی بین آن‌ها به مقادیر بالای شاخص برازش تطبیقی می‌ انجامد.
  • ریشه میانگین مربعات خطای برآورد[۱۱۱] یا RMSEA : یکی از شاخص‌های مقتصد است و همانند RMR این شاخص نیز بر مبنای تحلیل ماتریس باقیمانده قرار دارد. برخلاف بسیاری از شاخص‌های برازش دیگر در الگوسازی که تنها دارای برآورد نقطه‌ای هستند این شاخص برای فواصل اطمینان مختلف نیز قابل محاسبه است که می‌توان با بهره گرفتن از آن‌ها مشخص کرد که آیا مقدار بدست آمده برای الگو تدوین شده با مقدار ۰۵/۰ تفاوت معنا دار دارد یا نه. الگوهای قابل قبول دارای مقدار ۰٫۰۵ یا کوچک‌تر برای این شاخص هستند. برازش الگوهایی که دارای مقادیر بالاتر از ۰٫۱ هستند ضعیف برآورد می‌شود.
نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه : تحقیقات انجام شده در مورد شناخت زبانزدهای منطقه لشت نشاء- ...
ارسال شده در 19 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

[زمینه اشتباه برای دیگران مهیا نکن]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

n تی هَواَ جُور، کلاچ گَردَه. در آسمان تو کلاغ پرواز میکند.
ti həvā ĵor kəlāč gərda.
[مصداق آدمی که از چیزی خبر ندارد- آدمهای بیملاحظه و سربه هوا]
n چوتُو تی ماره شوکوم مئن بِئسیی! چگونه در شکم مادرت ماندهای!
čutu ti mārə šukumə me:n beysey.
[مصداق آدم عجول، کم صبر]
n چوم نداره خو همسایا بیدینی. چشم ندارد همسایه خود را ببیند.
čum nədārə xu hamsaya bidini.
[آدم چشم تنگ و حسود]
n چیچنَکَ کَلّه ، بُوخوردَه. سر گنجشک را خورده است.
čičənaka kallayə buxordə.
[مصداق آدم پرچانه و پرگو]
n حَاج حاجیَه ، کرایه خُونَه فَگیرَه. از پرستو اجاره بهای خانه میگیرد.
hāj hāji yə kerāya xuna fagira.
[مصداق آدم خسیس]
n خَر تا نَمَردَه ، نَال ته بِبَردَه . هنوز خر نمرده است ، نعلش را بیرون آورده است.
xər tā nəmardə nāl ta bebardə.
[آدم فرصت طلب ، مفت خور- نداشتن خلق و خوی یکسان- دمدمی مزاج]
n خَواسی، آبروُ چَاکُنی ، چَوشمَ کُورَا کُود. میخواست ابرو را درست کند چشمش را کور کرد.
xāsi ābru čākoni čošma korā gud.
[کسیکهمیخواست کار مثبتیانجام بدهد،آنرا پیچیده ترکرد- آدم بیدست وپا – دست وپاجلفتی]
n خُو بَالَا خُونَه، ئیجَارَه بَده. بالا خانهاش را کرایه داده است.
xu bālā xunə ijārə bedə.
[آدم خُل و چل]
n سُورخُو مُو ، پَاچَه قد ، شیطانَ . آنکه موی قرمزو قد کوتاه دارد، شیطان است.
surxu mu , pāčəqəd , šeytān.
n خو پئره قبر سر بیشی، ای موشته خاک ویگیره.
سر قبر پدرش هم برود یک مشت خاک را بر میدارد.
xu perə qabrə sər biši i mušt xāk vigirə.
[مصداق آدم دزد و خیانت کار]
n خُورَا به شئالَ میرَه بَزَه. به مانند شغال خودش را به مردن زده است.
xurā be šaāle mirə bezə.
[مصداق آدمی را که خود را به موش مردگی زده است]
n خُوشکَه دارَه رز ورگانَه. بر روی درخت خشکیده بوته مُورا آویزان میکند.
xuška dāra rəz vargānə.
[کار نشد را شد کردن- کار خارق العاده کردن]
n خُونِه بُو بُویَه ، کُورَک دی کان. خانه به مانند دکان آدم کور شده است.
xune boboye koraka dikan.
[ریخت و پاش و پراکندگی – شخصیت آدم شلخته]
n دَخترَه ، أماَم رضا صوندوق مِن دُوکونی ، باز خو کارَه کُنَه .
چنانچه دختررا داخل صندوق امام رضا بکنی ، کاری را که میخواهد انجام میدهد.
doxtərə imām rezā sundoqə me:n dokuni bāz xu kārə konə.
[ آدمی که در هر شرایطی کار ناشایست خود را انجام میدهد. ]
اعتماد نداشتن - مکر و حیله (آدم ناپاک)
n در حرف میر پنچه پیش دکفه. در گفتار از رضاخان میرپنج جلو میافتد.
dar harf mir panjə piš dəkafə.
[گفتار خوبی دارد ،کردار هیچ- قول با عمل یکی نیست]
n دَسَه چَرکَو نماز قضا. دستی پر از چرک داریم و نماز قضا شده.

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد :روابط عوامل بافتی (خانواده، ...
ارسال شده در 19 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

همان‎طور که در جدول ۱۵ـ۳ نشان داده شده است، ضرایب برآورد شده مسیر از لحاظ آماری معنادارند. اندازه‎های پارامتر استاندارد شده برای هر یک از سؤال‎ها، نشان‎دهنده قدرت بار عاملی آنها بر عامل سردرگمی هویت است و مقادیر t بزرگتر از ۲ معناداری این سهم را نشان می‎دهد. کمترین ضرایب استاندارد شده و مجذور همبستگی چندگانه به سؤال ۱ و ۱۱ و بیشترین ضریب به سؤال ۱۰ اختصاص دارد. با حذف سؤالات ۱ و ۱۱، که دارای بار عاملی کمتر از ۲/۰ بودند، شاخص‎‎های برازندگی بهبود قابل ملاحظه‎ای را نشان داد (جدول ۱۶ـ۳) و بدین ترتیب این متغیر با چهار سؤال وارد الگو شد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

جدول ۱۶ـ۳٫ شاخص‎‎های برازندگی الگوی اندازه‎گیری سردرگمی هویت

مجذور خی

درجه آزادی

سطح معناداری

RMSEA

CFI

SRMR

PGFI

۱۴/۲

۲

۳۴۳۲/۰

۰۱۱/۰
۰۲/۰ ؛ ۰

۱

۰۱۲/۰

۲۰/۰

۷ـ۴ـ۳ رفتار مشکل‎آفرین
همان‎طور که پیش‎تر بیان شد (فصل یک: تعریف‎های مفهومی و عملیاتی متغیرها)، رفتار مشکل‎آفرین برونی ـ سازی‎شده بر حسب رفتار نقض قانون، رفتار پرخاشگرانه، و مشکلات توجه عملیاتی شده است. والدین زیرـ مقیاس‎های رفتار نقض قانون و رفتار بزهکارانه و نوجوانان زیرمقیاس‎های رفتار نقض قانون، رفتار پرخاشگرانه، و مشکلات توجه را تکمیل کردند. همان‎طور که ضریب ۲۵/۰ در فراتحلیلی‎ها نشان داده است، همبستگی بین گزارش‎های والدین و کودکان از آسیب‎شناسی روانی کودک بسیار ناچیز است. این سطح پایین توافق مبیّن آن است که گزارش‎های والدین و خودگزارش‎دهی‎ها را نمی‎توان جانشین یکدیگر کرد (آخن باخ، ۲۰۰۸) و بدین ترتیب، در پژوهش حاضر از هر دو نوع داده سود جسته‎ایم.
پرسشنامه خودگزارش‎دهی نوجوان (گروه سنی ۱۱ تا ۱۸ سال) و سیاهه رفتاری کودک (گروه سنی ۶ تا ۱۸ سال) از ابزارهای سنجشِ تجربی محورِ نظام آخن‎باخ هستند. این ابزارها، به همراه دیگر ابزارهای این مجموعه در بیش از ۴۰۰۰ مطالعه منتشر شده مورد استفاده قرار گرفته‎اند. آنها را می‎توان به‎طور مستقل در مدتی حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در مورد افراد دارای مهارت خواندن در سطح پایه پنجم تکمیل کرد (آخن‎باخ و دیگران، ۲۰۰۲). آخن‎باخ و رسکورلا (۲۰۰۱ ) داده‎های وسیعی از پایایی و اعتبار این ابزارها را گزارش کرده‎اند. پایایی‎های به‎ دست آمده با روش بازآزمایی۹۱/۰ و۹۰/۰ و ضرایب کرونباخ ۸۵/۰ و ۹۴/۰ به ترتیب برای زیرمقیاس‎های رفتار نقض قانون و رفتار پرخاشگرانه از سیاهه رفتاری کودک و پایایی‎های به دست آمده با روش بازآزمایی ۸۷/۰، ۸۳/۰ و ۸۸/۰ و ضرایب کرونباخ ۷۹/۰، ۸۱/۰ و ۸۶/۰ به ترتیب برای زیرمقیاس‎های مشکلات توجه، رفتار نقض قانون و رفتار پرخاشگرانه از پرسشنامه خودگزارش‎دهی نوجوان گزارش شده‎اند (آخن‎باخ و رسکورلا، ۲۰۰۱).
پرسشنامه خودگزارش‎دهی نوجوان و سیاهه رفتاری کودک مشکلاتی را توصیف می‎کنند که والدین و نوجوانان می‎توانند آنها را بدون آموزش قبلی درجه‎بندی کنند. در این دو پرسشنامه از پاسخ‎دهنده خواسته می‎شود که بر مبنای شش ماه گذشته پاسخ بدهد. تحلیل عاملی سؤال‎‎های مرتبط با مشکلات نوجوان هشت نشانگان مضطرب/ افسرده، منزوی/ افسرده، شکایات بدنی، مشکلات اجتماعی، مشکلات تفکر، مشکلات توجه، رفتار نقض قانون و رفتار پرخاشگرانه را به‎ دست داده است. سه نشانگان اول، گروه‎بندی درونیسازی‎شده و دو نشانگان آخر گروه‎بندی برونی‎سا‎زی‎‎شده را نشان می‎دهند (آخن‎باخ و دیگران، ۲۰۰۲).
ایوانووا[۱۴۲]و دیگران (۲۰۰۷) گزارش می‎دهند که ساختار همبسته هشت نشانگانی سیاهه رفتاری کودک وقتی در ۳۰ کشور جهان به‎طور جداگانه آزمون شدند، برازش خوبی داشتند. همچنین در گزارشی دیگر، ایوانووا، آخن‎باخ و دیگران (۲۰۰۷) به برازش خوب الگوی هشت نشانگانی پرسشنامه خودگزارش‎دهی نوجوان در ۲۳ کشور جهان دست یافتند. نتایج اجرای سیاهه رفتاری کودک در ۳۱ کشور جهان، به ترتیب برای زیرمقیاس‎های رفتار پرخاشگرانه و رفتار نقض قانون، ضرایب آلفای ۸۴/۰ و ۶۲/۰ را نشان می‎دهند (رسکورلا و دیگران، ۲۰۰۷).
الف) خودگزارش‎دهی نوجوان
گزارش‎های نوجوان با بهره گرفتن از زیرمقیاس‎های رفتار پرخاشگرانه (۱۷سؤال)، رفتار نقض قانون (۱۱سؤال) و مشکلات توجه (۹ سؤال) از پرسشنامه"خودگزارش‎دهی نوجوان” آخن‎باخ و رسکورلا (۲۰۰۱، اقتباس از آخن‎باخ، ۲۰۰۱) سنجیده شدند. خاطرنشان می‎کنیم که چهار سؤال از زیرمقیاس رفتار نقض قانون بنا به درخواست سازمان آموزش و پرورش شهر تهران به لحاظ وجود سؤال‎هایی در مورد مصرف مواد و فعالیت جنسی از مجموعه سؤال‎ها حذف و در مجموع، از ۴۱ سؤال این سه زیرمقیاس، ۳۷ سؤال در نوجوانان اجرا شدند. نمونه سؤال‎ها از این قرار است: ” من زیاد دعوا می‎کنم” (رفتار پرخاشگرانه)، ” من در خانه، مدرسه و جاهای دیگر قوانین را زیر پا می‎گذارم” (رفتار نقض قانون) و “برایم سخت است که حواسم را جمع کنم” (مشکلات توجه). پاسخ‎ها بر مبنای مقیاس سه درجه‎ای لیکرت ( از ۰، این‎ طور نیست تا ۲، کاملاً این طور است) درجه‎بندی شده‎اند.
۱ـ الف) پایایی زیر‎مقیاس‎ها
پایایی زیر‎مقیاس‎های رفتار پرخاشگرانه، نقض قانون و مشکلات توجه در اجرای نهایی با بهره‎گیری از روش آلفای کرونباخ (حذف سؤال به شرط افزایش پایایی) محاسبه شد. پایایی زیرمقیاس رفتار پرخاشگرانه ۸۴/۰، زیرمقیاس نقض قانون ۷۷/۰ و زیرمقیاس مشکلات توجه ۷۴/۰ به‎ دست آمد.
۲ـ الف) تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس رفتار پرخاشگرانه
با بهره گرفتن از روش تحلیل عاملی اصلی، ساختار عاملی زیرمقیاس رفتار پرخاشگرانه مورد بررسی قرار گرفت. اولین تحلیل عاملی نشان داد که یکی از سؤال‎ها (سؤال۱۵) دارای بار عاملی کمتر از ۳/۰ است. برای همین زیرمقیاس مجدداً با ۱۶ سؤال تحلیل عاملی شد که در اینجا نتایج تحلیل دوم گزارش می‎شود (جدول ۱۷ـ۳).

نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • ...
  • 4
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 8
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 26

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 احساس ضعف در رابطه عاشقانه
 اصول مهم جاوااسکریپت
 فتح بازار گوشه
 باورهای غلط درآمدزایی محتوای ویدیویی
 شعله‌ور نگه داشتن عشق
 معرفی نژاد سگ وفادار
 تکنیک بازاریابی محتوا
 درآمد از مشاوره تغذیه آنلاین
 کسب درآمد از بازی آنلاین
 ترجمه با هوش مصنوعی درآمدزا
 پرسش‌های متداول گربه‌ها
 درآمد از تدریس طراحی داخلی
 بهینه‌سازی عنوان ایمیل
 روابط با افراد کم‌احساس
 موارد تنفر گربه‌ها
 زمان پایان رابطه عاشقانه
 خرید آکواریوم مناسب
 هشدار سئو منفی
 پوشک سگ و حقایق
 علائم بلوغ گربه
 زبان چشم مردان
 جذب مشتری بیشتر سایت
 وابستگی عاطفی دختران
 ساخت فروشگاه اینترنتی آسان
 احساس امنیت در رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • مطالب درباره بررسی تطبیقی احکام اجیر از دیدگاه ...
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد : ارزیابی ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی رابطه ی بین ...
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع مقایسه اعتبارات ...
  • تز- فایل ۹
  • دانلود مطالب در مورد بررسی رابطه هوش اجتماعی بر رضایتمندی ...
  • نگارش پایان نامه درباره مطالعه تطبیقی چگونگی تامین مالی باشگاه ...
  • سایت دانلود پایان نامه: منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی رابطه بین ارضاء نیازهای بنیادین ...
  • پایان نامه ارشد : دانلود پژوهش های پیشین درباره میزان تاثیر برنامه های شبکه ...
  • مطالب درباره : مقایسه کیفیت زندگی و خودکارآمدی ...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان